تبليغاتX
... تنها برای تو می نویسم ...
..:::.. دنیا دیگه مثل تو نداره ..:::.. می نویسم همه با تو نبودن ها را ..:::..


سلام به ندای خوبم که همه وجودمه...

 

ندای ماهم که از همه دنیا برام با ارزش تری عسلم قربونت برم منو ببخش که ناخواسته نارحتت کردم.

همه هستیمی خیلی مخوات تا آخرش ماله خودمی.دوست دارم عشقم.

 

               

              

من و حس لطیف دست هایت
دو گلبرگ ظریف دست هایت
جسارت کرده ام گاهی سروده ام
دو بیتی با ردیف دست هایت

 

خیلی دوست دارم ندای گلم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 7:51 بعد از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری
سلام مهربونم

ندا جونم خانومیه ماهم دلم بی نهایت برایت تنگ شده خوشگله نازم.

                                    

 آن روزی را دوست دارم که با طلوع عشق تو آغاز شود؛

  روزی که خورشید لطف تو سردی زندگیم را گرمی بخشید؛

  آنچنان گرمی که حرارت آن تمامی وجودم را فرا گیرد.

 زنجیر را زمانی دوست دارم که زندانی عشق تو باشم و چه زیباست

  حصار زندان آن لحظه که خود را در بند و محصور تو احساس کنم؛

  آنگاه است که مفهوم آزادی را درک میکنم.

 

 

خیلی دوست دارم عشقم

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:1 بعد از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری

 

تقدیم به همسریه ماهم ندای خوبه مهربونه خودم

 

ماه اگه تو رو ببينه کلي منت ميکشه

جلوي آينه نرو آينه خجالت ميکشه

پيش گلدونا نرو به چشمات عادت ميکنن

همين الانم دارن به من حسادت ميکنن

نرو بيرون از خونه آدما عاشقت میشن

نميدونن چقدر راهه تا که لايقت بشن

ديگه دوست پيدا نکن يه وقت منو گم ميکني

 بعد ميگم شايد داري بهم ترحم ميکني

به کسي نگاه نکن آدما طاقت ندارن

عاشق چشات ميشن ولي محبت ندارن

وقتي مهموني ميري موتو پريشون نکني

بچه هاي مردمو يه وقتي لیلی نکني

 حوصلت که سر ميره نرو کنار پنجره

که نگن دوباره اين واسه کسي منتظره

 هرکي گفت دوست داره يه وقتی باور نکني

واسه هيچ کسي غيراز من يه وقتی ناز نکني

 دوتا بال دادن بهت يه موقع پرواز نکني

  تو مسير زندگي يه وقتي تنهام نذاري

 نرسيدم به نگاه عاشقت جام نذاري

 تو به باغچه آب نده امشب شايد گل بکنه

فردا که نيستي نمي تونه تحمل بکنه

 زير بارون نريا ظرفيتش خيلي کمه 

 فکر نکن هرکي مي گه عاشقته مثل منه

ماه اگه دلش شکست يه وقت نري توبه کمک

  نکنه يادت بره که تنهايي اي پسرک

 هوس گردش دنيا نکني نري سفر

     که منم مجبور بشم بهت بگم منو ببر

فانوس چشماتو تو کوچه ها روشن نکني

قلباي آدمارو مثل دل من نکني

 عاشق کسي نشي يه وقت من از يادت برم 

نکنه ديگه نري سراغ شعر دفترم 

بودنت با من واسه قلب تو دردسر نشه

 شعراي من پيش چشماي تو بي اثر نشه                                               

نکنه با حرف عاشقانه اذیتت کنم                                                           
                                                                      

تو رو وادار به شکفتن محبتت کنم

کاش ميشد فقط يه بار چه توي خواب چه بيداري

واسه دلخوشيم يه جور ميگفتي  که دوسم داري  

کاش میشد اسم منو بیشتر از این صدا کنی

من نگاهت میکنم تو هم به من نگاه کنی

به گلا نگاه نکن بزار که زندگی کنن

بذار با خيال عشقت رفع تشنگي کنن

به سوالاي عجيب آدما جواب ندي

اگر از من کسي رو ديدي که مهربونتره

اسمشو که مي ياري برق از نگاهت مي پره

 دلتو بهش بده اگردیدی عاشق تره

 

(این آخرش شعر بود دیگه این کارو نکنی من میمرما خودتم میدونی از همه دنیا بیشتر دوستت دارم)

عاشقتم ندای ماهم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:5 بعد از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری
سلام به ندای ماهم...

سلام به دوستانی که این بلاگ و میبینن....

 

ندای گلم واقعا شرمندم که نتونستم خاطره اومدنم رو بنویسم میدونی که گلم هم در رفت و آمد بودم هم کلی سرم شلوغ بوده و هست اما قول میدم زودی بنویسم خوشگلم.

 

                  

 

دلمم خیلی برات تنگ شده عشقه ماهم خیلی دوست دارم نداییه عسلیه ماهم...

اینم پست سفارشی مخصوصه خانومه خوبه ماهم.

 

جیگرم رو ادمه مطلب کلیک کن

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 7:37 بعد از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری
 

دلم برات تنگ شده

آره ، دلم برات تنگ شده
یه جورایی ، بد عادت شده
دنیا به این بزرگی،
به چشم من عزیزم
یک قفس تنگ شده

خیلی دوست دارم ندا جونم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 2:11 قبل از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری

 

سلام ندای ماهه عسلم...

 

 

جیگرم قربونت برم الهی دلم یه ذره شده برات فردا میام روی گله ماهت و میبنم عشقم

گلم رو ادامه مطلب کلیک کن همون چیزی که سفارش داده بودی و برات آماده کردم...رمز شو هم که میدونی خوشگلکم...

 

 

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 8:46 بعد از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری

ღ♥ღدوست داشتن دل می خواد نه دليل !! از ته دل دوست دارم بدون دليلღ♥ღ

سلام به بهنونه ی قشنگه زندگیم ندای خوشگله ماهم...

 

اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟

روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛

اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟ 

جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛

به من بگو، بگو به من، بگو منو دوستم داری؟

بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری

 

اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟ 

چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛

اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟

بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛

اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟

دست توی دستمو برم به فردا برسم؛

اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟

تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛

اجازه هست ... ؟

 

 

عاشقتم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 1:4 قبل از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری
 

سلام مهربونم...

دلم خیلی برات تنگ شده...اما اشکال نداره همه این سختیها رو بخاطره رسیدن بهت تحمل میکنم عشقم...

خیلی دوست دارم ندای گلم

 
 
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست ...
تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ...لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...
كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد لمس کنگونه هایم را که خيس اشك است و پُر شیار ...
لمس کن لحظه هایم را
...
تویی که میداني من چگونه عاشقت هستم٬

لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن...

عاشقتم

       

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 9:53 بعد از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری
   

سلام به همه هستیم ندای ماهم...

از دسته خودم خیلی ناراحتم امشب جیگرم و ناراحت کردن خودم دچار عذاب وجدان شدم قربونت برم الهی منو ببخش بخدا نمیخواستم ناراحتت کنم میدونم مثل همیشه منو میبخشی و حمید رضا ی بدت و بخشیدی...خیلی دوست دارم عشقم.

 

                      

 

              عذر خواهی

              اشــــتباهی  کرده ام  در ذهن  خود

              بابتش در شعر، عذر خواهی میکنم

              کرده ام توصیف و وصفی نا به جا

             بابتش امشــب عذر خواهی می کنم

 

دوستت دارم ندا جونم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 0:31 قبل از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری

 

سلام به ندای گلم که نفسمه.

بعد هم سلام به دوستان بازدید کننده این بلاگ.

این بلاگ تماما برای عشقمه اما این پست رمز دار هم اختصاصی مخصوص ندا خانومه گلم که رمزشو براش اس ام اس میکنم.

 

گلم رو ادامه مطلب کلیک کن ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 0:56 قبل از ظهر
  به قلم: حمیدرضا  | 

می نويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نباشم روزگاری اين بماند يادگاری
 

© 2006-2007 © This Template Designed By : حمید رضا . ف | www.eye-2-eye.blogfa.com ©